اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم...
اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم.......
رودخانه های بیشتری را شنا می کردم
به نقاط تازه تر می رفتم و بستنی های بیشتری می خوردم.
با مشکلات حقیقی رو در رو می شدم و مشکلات خیالی را کنار
می دانید من از آن دسته آدم هایی بودم که لحظه به لحظه عمرم را
اگر دوباره به دنیا می آمدم تمام لحظات زندگی ام را از آن خود
من از آدمهایی بوده ام که همیشه با دماسنج و کیسه آب جوش و بارانی
اگر دوباره به دنیا می آمدم....
اگر زندگی از نو تکرار می شد....
در سپیده دم صبح های بهاری با پای برهنه به پیاده روی میرفتم و در پاییز
تا دیر وقت به خانه بر نمی گشتم....
چرخ وفلک های بیشتری سوار می شدم...
طلوع خورشید را بیشتر تماشا می کردم و اوقات بیشتری را با بچه ها
فقط اگر زندگی تکرار می شد.....




